زمستان، بهآرامی دارد از نردبان اسفند بالا میرود. میخواهد بر بام سال کهن بنشیند و به هر زحمتی هست، در آنسوی دیوارهای قلعهی زندگی، فرارسیدن بهاری دیگر را ببیند. هوا نسبتا است و آنطور که اخبار میگوید، احتمال دارد بهزودی برفی هم ببارد. اما، این سرمای نسبی، در محیط موسسهی همدم که جان و جهانش را خورشید مهربانی و نفسهای عشق و احسان شما گرم میکند، معنایی جز شکفتن و شادی ندارد. چهارصد گل زیبای سرزمین عزیزمان، در باغی به نام همدم با یاد دستهای بهارآور مردم و خیرین، هر لحظه لبخند اشتیاق و امید به لب دارند و منتظرند تا دست نوازش اهل خیر، آنان را شکوفا کند. زندهیاد مهدی اخوان ثالث، شاعر همشهری ما، در شعری میگوید: هوا سرد است و برف آهسته بارد ز ابری ساکت و خاکستریرنگ زمین را بارش مثقال، مثقال فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ... به زبان شاعر، ابر خاکستری رنگ، میخواهد برای زمین سرماخورده با بارش مثقال مثقال برف، پوششی وسیع بفرستد و پیراهن سفید عروسی تنش کند. اما این تعبیر و تفسیر، در نگاه اهالی همدم، بیش از آنکه توصیف ابر خاکستری اسفندماه باشد، تصویر قشنگی از دستهای لبریز از محبت و معرفت شما مردم است؛ شما که با یاری پیوسته و کمکهای بیش و کم خویش، در تمام طول سال، آهسته و پیوسته هوای باغ همدم را دارید و در هرفصل، بهشکلی تازه برای گلهای این باغ، هدیهی همدلی و همدمی بودن، میفرستید؛ تابستان شما، فصل گرمای عشق و حمایت است که در سبدهای میوه به دست فرزندان همدم میرسد. پاییز شما، برگریزان شوق است که با سکههای زر و سیم بر سر این گلهای محبوب و معطر فرو میبارد. زمستان شما، جامهی گرم بزرگواری و نیکوکاری بر تن این عزیزان میکند و بهار شما، هزاران شکوفهی شادی بر چهرهی معصوم و چشمهای منتظر و لبهای متشکر این غنچههای خاموش، مینشاند. و حالا زمستان، بهآرامی دارد از نردبان اسفند بالا میرود. میخواهد بر بام سال کهن بنشیند و به هر زحمتی هست، در آنسوی دیوارهای قلعهی زندگی، فرارسیدن بهاری دیگر را ببیند. اما بهاری دیگر، برای دختران همدم، بدون حضور شما نیکان، بدون خورشید نگاهتان، بدون دست سبز یاریگرتان و بدون صدای گرم و امیدبخش و زندگیسازتان، معنی و لطفی ندارد. شما میآیید، مثل همیشه. با دستانی سرشار از مهر و معرفت. شما خواهید آمد و آنچه باخود میآورید مهم نیست، مهم این است که مثل بهاران، با باران بیدریغ عشق و ایثار خواهید آمد و آنچه را میتوانید، منهای مقدار و مبلغش، برای شادی دل این گلهای بیگناه و بیپناه، با خود میآورید. شما خواهید آمد تا دست فرزندان این خانه را بگیرید و آنان را به استقبال بهاری بهتر و زیباتر ببرید؛ بهاری که بوی خدا و خیر و خدمت بدهد و به گلهای همدم یادآوری کند که؛ هوای دلچسب، هوایی است که در آن، آدمهای این سرزمین هوای هم را داشته باشند. شما را در خیریهی توانبخشی همدم خواهیم دید، بهزودی. |